گفتگو با مهدی غبرایی، به بهانه درگذشت ژوزه ساراماگو، خالق رمان کوری
مهدی غبرائی از مترجمان آثار ژوزه ساراماگو برنده نوبل ادبی و خالق رمان "کوری" که 18 ماه ژوئن (28 خرداد) در سن 87 سالگی درگذشت در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه ادبیات ایران دیر این نویسنده بزرگ را دریافت گفت: در اواخر دهه 50 ارتباط ادبی ما با ادبیات غرب تا اندازه ای قطع شد و در آن زمان ما کتابها را از کتابفروشیهای دست دوم و یا کتابخانه های شخصی تهیه می کردیم.
وی ادامه داد: در همان دوره که این ارتباط قطع شده بود جهان ادبیات شاهد بروز و ظهور نویسندگان بزرگی بود که مترجمان و نویسندگان ایرانی با یک وقفه ای با آنها آشنا شدند. درباره ساراماگو هم وضع به همین منوال بود و مانند برخی دیگر از نویسندگان شاخص آن دوره ما خیلی دیر او را دریافتیم.
مترجم رمان "کوری" در توضیح بیشتر صحبتهایش بیان کرد: در همان سالهای آخر دهه 50 و سالهای اول دهه شصت اگر یکی از آشنایانم به سفر خارج می رفت یا آنهایی که در کشورهای مختلف زندگی می کردند و همچنین سفرهایی که به کشورهای دیگر داشتم مهمترین منبع دریافت کتابها برایم بود. البته این مشکل در سالهای اخیر با گسترش دسترسی به اینترنت و رسانه ها و همچنین با بیشتر شدن سفرهای به خارج از کشور تا اندازهای مرتفع شده است.
غبرائی افزود: من به شخصه ساراماگو را تا دریافت جایزه نوبل نمی شناختم و وقتی که اواین جایزه را دریافت کرد و درباره رمان معروفش به نام "کوری" بحثهای زیادی شد من هم بلافاصله از یکی از آشنایانم خواستم که "کوری" را به دستم برساند و وقتی کتاب را خواندم از آن همه خلاقیت و تمثیل حیران شدم.
مترجم "بلم سنگی" از نوشته های ساراماگو با اشاره به اینکه جان کلام این رمان این جمله است که "اگر کور نباشیم آنقدرظلم و ستم به یکدیگر نمی کنیم" عنوان کرد: آنچه بیش از همه و در کنار شگردهای نویسندگی مرا شیفته این رمان کرد همین دیدگاه انساندوستانه نویسنده بود.
غبرائی درباره سختیهای ترجمه آثار ساراماگو به ویژه در رمان "کوری" که نخستین کاری بود که در آن زمان از وی ترجمه می کرد توضیح داد: با توجه به اینکه من قبلا اثری از او نخوانده بودم دریافت سبک نویسندگیاش و ترجمه آن سخت بود. همانطور که می دانید ساراماگو در نوشتن به غیر از نقطه و کاما از دیگر علائم نگارشی چون گیومه و خط تیره برای نقل قولها استفاده نمی کند.
غبرائی اضافه کرد: او به طور سلسله وار می نویسد. پاراگرافهای طولانی دارد. حرفهای تو در تو می آورد و حتی زمان را در یک پاراگراف و جمله عوض می کند. با چنین ویژگیهایی دریافت متن ابتدا سخت بود ولی کشش رمان باعث شد بتوانم با کمک از ترجمه بیست ساله ترجمه ام و چندین بار خواندن "کوری" آن را ترجمه کنم. البته آن روزها از کمک برادرم هادی هم برخوردار شدم.
این مترجم تاکید کرد: درباره اصطلاحات و حتی ضرب المثلهایی که ساراماگو به کار برده بود سعی کردم به نحوی آنها را ترجمه کنم که با فرهنگ و درک ما نیز همخوانی داشته باشد.
وی درباره این موضوع که آیا در طول این سالها ارتباط اینترنتی یا تلفنی با این نویسنده پرتغالی داشته است یا خیر؟ توضیح داد: پاسخ این پرسش خیر است و بیان دلیل آن برای من کمی مشکل. در سال 73 بود که من همراه با برادرم فرهاد کارهای ادبی مشترک می کردیم من هم به مرور با کامپیوتر آشنا می شدم ولی با مرگ برادرم دیگر هربار با این وسیله روبه رو شدم به دلیل خاطرات آن روزها نتوانستم با آن کار کنم وهمین شد که نتوانستم ارتباط اینترنتی با ساراماگو داشته باشم. شاید امروز که این دلیل را می گویم برای خیلیها قابل قبول نباشد و با خودم هم بگویم لازم بود بالاخره با کامپیوتر آشتی کنم ولی این اتفاق نیفتاد.
غبرائی گفت: البته من اصرار دارم اگر می خواهیم کتاب نویسنده ای را ترجمه کنیم گرچه کشور ما به قانون کپی رایت نپیوسته است ولی بهتر است از نویسنده اجازه بگیریم که این روزها اینترنت بهترین راه ارتباطی است و سعی می کنم خودم نیز اینگونه عمل کنم.
مترجم "پس از تاریکی" هاروکی موراکامی جهان ادبی پس از ساراماگو را جهانی غم انگیز توضیف کرد و بیان کرد: گرچه ساراماگو چهره بزرگی در ادبیات جهان بود و فقدان او بزرگ است ولی در عین حال زندگی قانون خود را دارد و در هر حال بزرگان فرهنگی نیز روزی می روند و ما را یاد این شعر فروغ فرخزاد می اندازند که " پرواز را به خاطر بسپار /پرنده مردنی است ".
وی در پایان چهره های شاخص ادبیات جهان که می توانند در غیاب نویسندگان فقیدی چون ساراماگو پایه های ادبی را محکم نگه دارند اینگونه نام برد: گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، ماریو بارگاس یوسا، فیلیپ راس و دن د لیلو از جمله چهرههای شاخصی هستند که ادبیات جهان در این دوره زمانی بدانها قائم است.
20/6/2010
translationnews